حلول ماه مبارک رمضان، ماه مهمانی خدا مبارک باد!
روزنه

آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 328298
 بازدید امروز : 519
 کل بازدید : 1466423
 بازدیدکنندگان آنلاين : 6
 زمان بازدید : 0/0781
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
 
متن تصویر:
اخبار > خاطره ای از جناب آقای علی شفافر


  چاپ        ارسال به دوست

خاطرات انقلاب

خاطره ای از جناب آقای علی شفافر

صبح روز 12 بهمن سال 57 جهت استقبال ورود حضرت امام خمینی (ره) به كشور به همراه پدرم و دیگر اهالی منطقه ساوجبلاغ با یك مینی بوس از روستای ولیان عازم تهران شدیم.

زمانی كه به میدان آزادی رسیدیم ، جمعیت بسیار زیادی درحوالی مسیر فرودگاه  تا میدان آزادی حاضر شده بودند، من و پدرم  به همراه چند نفر از هم ولایتی ها، بین جمعیت انبوه مردم  در گوشه ای از خیابان ایستادیم،  وقتی بلیزر حامل حضرت امام  از دور نمایان شد، سیل جمعیت مردم به سمت ما آمد...

من 7 سال داشتم و قدم كوتاه بود، برای اینكه هم از فشار جمعیت در امان باشم هم بتوانم خودروی حضرت  امام  را ببینم ، پدرم من را «بالای درختی كه نزدیكمان بود» گذاشت.

پس از دقایقی پدر و دیگر همراهانمان در ازدحام جمعیت ناپدید شدند و من هر طرف را نگاه میكردم اثری از آنها نمی دیدم، اگر از درخت پایین می آمدم منم لابه لای جمعیت گم میشدم بخاطر همین «حدود 3 ساعت بالای درخت موندم» تا كمی خلوت تر شد و تازه یكی از هم ولایتی ها رو از دور دیدم و  از روی درخت با تمام توانم صداش كردم ...


١٥:١٩ - چهارشنبه ١٨ بهمن ١٣٩٦    /    شماره : ٩٧٥    /    تعداد نمایش : ١٠٤



خروج




بهاریه 97
کانال تلگرام

نرم افزار امنیتی

مولفه های نرم افزار امنیتی
 (Guilloche)گیلوش
 (Art screen)آرت اسکرین
 (Latent Image)تصویر مخفی
 (Rainbow)رنگین کمان
 (Micro text)ریز نوشته
(Relief)برجسته سازی
(Anti Copy)ضد کپی

اثر انگشت(Finger print)
.........

ادامه